|
}}The Unfortunate
|
|
|
درباره وبلاگ
![]() لینک های من
لینک دوستان
آرشیو
● مرداد ۱۳۹۶برچسب ها
انیمه (9)
ریویو (9) مانگا (6) سای نوشت (5) BLACK BUTLER (2) زبان ایرلندی (1) مانهوا (1) Seven Days (1) Tokyo Ghoul (1) Gif (1) flow (1) زبان ژاپنی (1) orange (1) دانلود (1) فیلم (1) موسیقی (1) آشپزی (1) امکانات دیگر
|
Seven Days
شنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۵.0:2.Psymin
+
حقیقتاً دلم نیومد هیچی راجبه این ننویسم... خب میدونید؟ من هر چیزی که خیلی کیوت باشه رو دوست دارم. و این هم از اونا بود به خاطر کیوت بودنشون یه صد و بیست باری فاتحه خودمو خوندم :دی (کلا ترجیح میدم شونن آی بخونم تا یائویی) از داستان تنها چیزی که میتونم بگم... خیلی ساده س و راجبه دو تا پسره که خیلی کیوت وار (!!! :|) عاشق همدیگه میشن 3: و اگه بخوام یکم بیشتر توضیح بدم... یه پسره هست ( تو رو جان من ازم اسم نخواین که سخته و هی یادم میره لول) که هر هفته با اولین دختری که چمیدونم بهش ابراز علاقه میکنه میره بیرون... و خب این دفعه شینو (این اسمش یادم بود :دی) بهش میگه که بیا با هم قرار بذاریم و خب این هفت روز هم میگذره. همونطور که گفتم داستان ماجرای اونطور خاصی نداره. خیلی معمولیه و من خیلی دوستش دارم. :] نقاشی هاش هم خیلی خوب بودن. واقعا میگم. حالا نه به این خاطر که شخصیت هاش خوشگل بودن، کلا اصن طرز کشیده شدنشون رو دوست داشتم. و قبل از اینکه من این مانگا رو بخونم، فیلمش رو دیدم. و فیلمش خب همونطور که کیوت بود، همونطور هم خیلی خوب نبود. یعنی مثلا کامل مشخص بود بودجه اینا زیاد نبوده. ولی خب داستان رو خراب نکرده بودن و من هر صفحه ی مانگا رو که میخوندم همون صحنه های فیلمش میومد جلو چشام و این بدتر باعث میشد فنگرلی کنم. :دی کلا خوشحالم که مانگاش رو خوندم :) “My female friends said that seven days were long enough for a dream. But for me, those seven days were long enough to fall in love.” برچسب : مانگا, ریویو, Seven Days |